خبرنگار روزنامه دنیای خودرو در این باره نوشت :
ارتقای استانداردهای خودرو را نباید صرفا افزایش تعداد الزامات فنی و ایجاد هزینه جدید برای خودروساز تلقی کرد. استاندارد در صنعتخودرو یکی از مهمترین ابزارهای سیاستگزاری برای وادار کردن زنجیره تولید به حرکت است. هر زمان که سطح الزامات ایمنی، کیفیت، آلایندگی و عملکرد خودرو افزایش پیدا میکند، خودروساز و قطعهساز نیز ناچار میشوند بخشی از فناوری، تجهیزات و روشهای تولید خود را بهروز کنند.
از همین منظر، افزایش استانداردهای خودرویی میتواند فرصتی برای صنعتخودرو ایران باشد؛ مشروط بر آنکه اجرای آن بهصورت تدریجی، شفاف و قابل پیشبینی انجام شود.
سالهاست صنعتخودرو ایران با مشکل قدیمی بودن بخشی از محصولات و فاصله فناوری با خودروسازان بزرگ جهان مواجه است. یکی از دلایل این وضعیت، طولانی شدن عمر برخی محصولات و نبود الزام کافی برای نوسازی مستمر آنهاست. استانداردهای جدید میتوانند این چرخه را تغییر دهند. وقتی خودروساز بداند در یک بازه زمانی مشخص باید الزامات جدیدی را رعایت کند، ناچار است از مرحله تغییرات ظاهری و افزودن تجهیزات عبور کرده و بهسمت توسعه واقعی محصول حرکت کند.
این تحول البته فقط متوجه خودروساز نیست. هر استاندارد جدید، مجموعهای از نیازهای تازه را در زنجیره قطعهسازی ایجاد میکند. اگر الزامات ایمنی خودرو افزایش یابد، قطعهساز نیز باید فناوری تولید قطعات ایمنی، تجهیزات الکترونیکی، حسگرها و سامانههای کنترلی را ارتقا دهد. بنابراین استاندارد میتواند بهصورت غیرمستقیم موتور سرمایهگذاری فناوری در صنعت قطعهسازی باشد.
اما این اتفاق زمانی رخ میدهد که صنعت فرصت آماده شدن داشته باشد. نمیتوان امروز استاندارد جدیدی تعیین کرد و انتظار داشت فردا خودرو موجود در خط تولید با همان الزامات تولید شود. توسعه پلتفرم، تغییر قالبها، طراحی قطعه، آزمونهای فنی و ایجاد خطوط جدید نیازمند زمان و سرمایه است. از این رو، جدول زمانبندی اجرای استانداردها اهمیت زیادی دارد.
از سوی دیگر، افزایش استاندارد بدون توسعه زیرساختهای آزمون نیز نتیجه مطلوبی نخواهد داشت. اگر صنعت ملزم بهرعایت فناوریهای جدید باشد اما آزمایشگاهها، تجهیزات آزمون و نیروی متخصص برای ارزیابی آنها کافی نباشد، فرآیند توسعه محصول با هزینه و زمان بیشتری مواجه خواهد شد. بنابراین توسعه استاندارد باید همزمان با توسعه زیرساخت استاندارد پیش برود.
نکته مهمتر آنکه استاندارد نباید صرفا به فهرستی از الزامات تبدیل شود. هدف نهایی باید افزایش کیفیت و ایمنی محصول باشد. مصرفکننده زمانی اثر استاندارد جدید را احساس میکند که خودرو ایمنتر، بادوامتر، کمآلایندهتر و قابل اعتمادتر شود.
در این میان، خودروساز باید مسئولیت اصلی توسعه محصول را برعهده بگیرد. قطعهساز نیز باید از تولید قطعات قدیمی بهسمت سرمایهگذاری در فناوری حرکت کند و دولت نیز بهجای مداخله در جزئیات تولید، زمینه سرمایهگذاری و اجرای استاندارد را فراهم آورد.
استاندارد همچنین میتواند به اصلاح نگاه صنعت به تحقیق و توسعه کمک کند. خودروسازی که برای رعایت الزامات جدید مجبور به طراحی مجدد برخی سامانهها میشود، ناگزیر باید ظرفیت مهندسی خود را تقویت کند. همین فرآیند میتواند به شکلگیری دانش فنی جدید و کاهش وابستگی به فناوری خارجی منجر شود.
البته نباید انتظار داشت افزایش استاندارد بهتنهایی همه مشکلات صنعتخودرو را حل کند. کیفیت محصول نتیجه مجموعهای از عوامل شامل طراحی، مواداولیه، قطعات، فرآیند تولید، کنترل کیفیت، خدمات پس از فروش و مدیریت است. استاندارد میتواند محرک این مجموعه باشد؛ اما جایگزین مدیریت صحیح و سرمایهگذاری نمیشود.
مسیر درست آن است که استانداردهای جدید بهعنوان بخشی از برنامه تحول صنعتخودرو دیده شوند. اگر اجرای آنها با زمانبندی مشخص، تامین مالی، توسعه آزمایشگاهها، حمایت از قطعهسازان و نظارت یکسان بر همه تولیدکنندگان همراه شود، افزایش الزامات فنی میتواند به فرصتی برای جهش صنعت تبدیل شود.
صنعتخودرو ایران برای عبور از تولید محصولات قدیمی، بیش از هر چیز به یک الزام روشن برای حرکت نیاز دارد. استاندارد میتواند همین الزام باشد؛ به شرط آنکه هدف، افزایش تعداد بندهای قانونی نباشد؛ بلکه ساخت خودرو ایمنتر، باکیفیتتر و فناورانهتر باشد.
استاندارد در چنین شرایطی هزینه نیست؛ سرمایهگذاری اجباری برای آینده صنعتخودرو است.
